گورستان خواب مرا می بیند
سلام
اين روزها شعر برايم معناي ديگري دارد.برداشت هاي خودم را دارم؛ دنياي خودم را...
براي شعرهايم به حضور پررنگ و انتقادها و حرف هاي همه تان نياز دارم؛
و امّا شعر:
گورستان خواب مرا مي بيند...
آيينه اي كه غبار مُرده برآن پاشيده بودند
زمرمه مي كرد
رنگ پريدگي اين روزهام بي دليل نيست
به پدر سپرده ام
مرا پاي درخت اقاقيا چال كند.
مي دانم پرنده ي كوچكم!
بهار كه بيايد بر مي گردي...
آنقدر آه مي كشي
كه درخت ها ديوانه مي شوند
نگاهت خيره مي ماند
به سنگ قبري
كه آغوشش درست اندازه ي من است...
16دي ماه86- 4 بهمن ماه86