چند کار کوتاه
سلام.
1.
نفس میکشم
و این یعنی
ریههایم به زندگی، دلبستهاند هنوز
2.
باید از مرگ
سپاسگزار باشیم
او تنها کسیست
که زیر قولش نمیزند
و مطمئنیم که میآید
3.
نه دریایی که آوازت را از گوش ماهیها بشنوم
نه بهار
تا از لهجهی پرندگان سراغت را بگیرم
آدمی هستی که در سکوت به من مینگرد
4.
نگاهت به بارش شهابسنگ میماند
من
به تکهزمینی متلاشی
5.
در آن دورها چه خبر است؟
در قلب این کلاغ چه میگذرد؟
که با دهان باز، خیره مانده در دورها
و قارقار نمیکند
6.
خندهام گرفته از کار دنیا
که مرا این همه جدی گرفته
و نمیگذارد نفسی تازه کنم
7.
پناهی میجویم
قبرها
آغوش وا میکنند برایم
فریبا شمس کیا
87-88
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 16:53 توسط فریبا شمس کیا
|