سلام. بعد مدت‌ها شعر شدم.


سایه‌ام در رودخانه افتاده

از توی آب دست تکان می‌دهم برای خودم

اردک‌ها

نوک می‌زنند به  اندام تاریکم

لرز می‌افتد بر تن من و رودخانه


دست سایه‌ام را می‌گیرم

و قدم‌زنان

از  آدم‌ها دور می‌شویم


شمس‌کیا
18 م پاییز 89