عیدانه
درود همگی
پناه مي برم به نامه اي كه دوستم دارد
به آخرين سطرها
نقطه چين هاي بي پايان...
دل گرفتگي لبخندت مرا به گريه مي اندازد...
انگار كودكي، در يك ظهر تابستان
شيشه اي را شكسته باشد؛
ترسيده ايم
و اين را فقط پستچي مي داند
و نامه هايي
كه ناتمام...
سه شنبه ٢٣بهمن ماه ١٣٨٦
شايد تا روزهاي زيادي به روز نشوم؛ شايد...
سپاسگزارم از همه، از همان ١/١/ ٨٦ تا اين واپسين روزها...
اميدوارم تقويم ٨٧ روزهاي خوبي را پيش رو داشته باشد.
بدرود
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 0:0 توسط فریبا شمس کیا
|