درود همگی.

 و سپاس از همه‌ی دوستانی که وقت می‌گذارند برای سیاهه‌ها و سپیدها

 

سر به خیابان می ‌گذارم هرشب

با لبخند پررنگی

که جان می‌دهد برای بوسیدن

پیراهنم را به باد می‌دهم

و حس‌های ناتنی‌یم را

به مردی که تف می‌کند به چراغ‌های قرمز

و تندتند جریمه می‌شود

جنون‌م در آغوش سردش جان‌می‌کند...

 

ـ آخ عشق من...

 

عق‌م می‌گیرد

عق‌م می‌گیرد...

 

در یکی از کوچه پس‌کوچه‌ها

بچه‌ای می‌افتد

 

یکشنبه اول دی ماه 1387

ندا شمس‌کیا

 

 

نقد لطفاً حتماً

 

 

پی نوشت:

در انزوا به روز می شوم این بار